:: ادامه مطلب ::
|
یاد داشتمهای گمشده دلنوشتهایم و خلاصه کتابهائی که با موضوعات روزنامه نگاری ، تئاتر ،مديريت و روانشناسي مي خوانم
| ||
|
بعد از ماهها با نبودنت نفس مي كشم و خاطرات آويخته شده روي بند خيال را در ايوان چشمهايت نظاره مي كنم بگذار براي يكبار هم كه شده فرياد بزنم ، ديگر از تبسم كالت دهانم گس نمي شود و نبودنت را تف نمي كنم و در چنبرستان خيالم تو را سوزانده ام و با همين خيال ساده مي ميرم .. فقط اين بار برايت مي نويسم اينجا از كابوس تنهايي و تيك تاك ساعت و فرياد نيمه شبش كه نبودنت را فرياد مي زد خبري نيست ...
[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 12:11 ] [ مجید صادقی ]
به پیش روی من تا چشم یاری میکند دریاست چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست در این ساحل که من افتاده ام خاموش غمم دریا دلم تنهاست وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست خروش موج با من می کند نجوا که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت مرا آن دل که بر دریا زنم نیست ز پا این بند خونین برکنم نیست امید آنکه جان خسته ام را به آن نادیده ساحل افکنم نیست [ پنجشنبه هفتم بهمن 1389 ] [ 16:29 ] [ مجید صادقی ]
آواز عاشقانه ما در گلو شکست حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست این شعر زنده یاد قیصر امین پور را دیوانه وار دوست دارم [ پنجشنبه سی ام دی 1389 ] [ 15:28 ] [ مجید صادقی ]
از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ، ز، هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم دیگر از این حصار دل آزار خسته ام از او که گفت یار تو هستم ولی نبود از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام تنها و دل گرفته بی زار و بی امید از حال من مپرس که بسیار خسته ام (شاعر اين شعر را نميشناسم فقط مي دانم اين شعر هواي دل اين روزهاي من )
[ پنجشنبه بیست و سوم دی 1389 ] [ 14:1 ] [ مجید صادقی ]
![]() ![]() قانون علت و معلول هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد . 2- قانون ذهن همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند . افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند . افکار شما آفریننده اند . شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید . 3- قانون عینیت یافتن ذهنیات دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید . زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید . 4- قانون رابطه ی مستقیم زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد . 5- قانون باور هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید : - باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید . - آنها را از بین ببرید . 6- قانون ارزش ها نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است . آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است . 7- قانون انگیزه هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود . رمز موفقیت دو چیز است : - تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها . - مشخص کردن انگیزه ها . 8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است . ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد . 9- قانون انتظارات اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامورتان امکان وقوع پیدا می کند . شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد . 10- قانون تمرکز هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند . هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید . =============== 11- قانون عادت حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر . شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید . 12- قانون جذب شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت . شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید . 13- قانون انتخاب زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است . چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست . 14- قانون تفکر مثبت برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است . شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست . 15- قانون تغییر تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است . کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن . 16- قانون کنترل این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید . سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار ، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید . 17- قانون مسئولیت هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید . مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست . 18- قانون پاداش عالم در نظم و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید . همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید . 19- قانون خدمت پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد . هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید . 20- قانون تاثیر تلاش همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست . هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید . هیچ راه میانبری وجود ندارد . =============== 21- قانون آمادگی شانس در واقع به هم پیوستن موقعیت و آمادگی است . عملکرد خوب نتیجه ی آمادگی کامل است که مراحل کسب آن اغلب از هفته ها ، ماه ها و سال ها قبل آغاز می شود . در هر حوزه ای موفق ترین افراد آنهایی هستند که همواره در مقایسه با افراد نا موفق وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کار می کنند . 22- قانون حد توانایی هیچ وقت برای انجام همه ی کارها وقت کافی وجود ندارد ولی همیشه برای انجام مهمترین کارها وقت کافی است . هر جه بیشتر کار کنید کارایی بیشتری پیدا می کنید . اما اگر بخواهید بیش از حد حد توانتان انجام امور مختلف را به عهده بگیرید نتیجه ای جز این نخواهد داشت که بفهمید توانایی شما برای انجام کارها حدی دارد . [ شنبه بیست و چهارم مهر 1389 ] [ 11:3 ] [ مجید صادقی ]
سلام چند وقت پيش يه پست نوشتم به نام خانواده طاهري ،و به مرور شرايط اين خانواده و به ويژه ايثار همسر رضا طاهري پرداختم كه چگونه علي رغم نا ملايماتي هاي دنيا پيوسته و مستمر و خستگي ناپذير به پرستاري همسر خود مي پردازد و اكنون پس از نزديك به 4 سال كه از تصادف منجر به قطع نخاع رضا طاهري مي گذرد پرستاري هاي همسرش موجب بهبود شگفت انگيز طاهري شده است،و كسي كه به سختي سخن مي گفت و كوچكترين حركتي نداشت پس از 4 سال مبارزه و كمك همسرش و لطف بيكران خداوند امكان نشستن روي وليچر را پيدا كرده و با كمك دوستان و با مسافرت به تهران چراغي ديگر از اميد را در مسير زندگي خود روشن نموده است ،شب گذشته به ملاقات ايشان رفتم و شعري پاييزي را كه قبلا سروده بود براي من خواند و با كسب اجازه از ايشان در اين پست قرار مي دهم ميريزه برگاي پاييز روي سنگفرشهاي سرد ياد اون روزها ميفتم روزهاي بي غم و درد لبامون خنده مي كرد دلامون يه پارچه عشق چشامون تا صبح بيدار كي مي دونست دل ما جدا ميشه تو ميري قلب تو بي وفا ميشه كي مي دونست دل عاشق مي ميره غم مياد تو دلامون خونه مي گيره
[ چهارشنبه چهاردهم مهر 1389 ] [ 15:53 ] [ مجید صادقی ]
اسمش فلمينگ بود . کشاورز اسکاتلندي فقيري بود. يک روز که براي تهيه معيشت خانواده بيرون رفت، صداي فرياد کمکي شنيد که از باتلاق نزديک خانه مي آمد. وسايلشو انداخت و به سمت باتلاق دويد.اونجا ، پسر وحشتزده اي رو ديد که تا کمر تو لجن سياه فرو رفته بود و داد ميزد و کمک مي خواست. فلمينگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدريجي و وحشتناک نجات داد. روز بعد، يک کالسکه تجملاتي در محوطه کوچک کشاورز ايستاد.نجيب زاده اي با لباسهاي فاخر از کالسکه بيرون آمد و گفت پدر پسري هست که فلمينگ نجاتش داد.نجيب زاده گفت: ميخواهم ازتوتشکر کنم، شما زندگي پسرم را نجات داديد. کشاورز اسکاتلندي گفت: براي کاري که انجام دادم چيزي نمي خوام و پيشنهادش رو رد کرد.در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعيتي بيرون اومد. نجيب زاده پرسيد: اين پسر شماست؟ کشاورز با غرور جواب داد بله.” من پيشنهادي دارم.اجازه بدين پسرتون رو با خودم ببرم و تحصيلات خوب يادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآينده مردي ميشه که ميتونين بهش افتخار کنين” و کشاورز قبول کرد. بعدها، پسر فلمينگ کشاورز، از مدرسه پزشکي سنت ماري لندن فارغ التحصيل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمينگ کاشف پني سيلين معروف شد. سالها بعد ، پسر مرد نجيب زاده دچار بيماري ذات الريه شد. چه چيزي نجاتش داد؟ پني سيلين.اسم نجیب زاده چی بود ؟وینستون چرچیل
[ یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 ] [ 10:46 ] [ مجید صادقی ]
در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتری
[ یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389 ] [ 14:31 ] [ مجید صادقی ]
![]() ميگويند در کشوري مرد ميليونري زندگي ميکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و براي مداواي چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزريق کرده بود اما نتيجه چنداني نگرفته بود. وي پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زياد درمان درد خود را مراجعه به يک راهب مقدس و شناخته شده ميبيند. که مدتي به هيچ رنگي بجز رنگ آبي نگاه نکند.وي پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمين خود دستور ميدهد با خريد بشکه هاي رنگ سآبي تمام خانه را با آبي رنگ آميزي کند . همينطور تمام اسباب و اثاثيه خانه را با همين رنگ عوض ميکند. پس از مدتي رنگ ماشين ، ست لباس اعضاي خانواده و مستخدمين و هر آنچه به چشم مي آيد را به رنگ آبي و ترکيبات آن تغيير ميدهد و البته چشم دردش هم تسکين مي يابد.
[ یکشنبه چهاردهم شهریور 1389 ] [ 17:55 ] [ مجید صادقی ]
عجب روزيه امروز ،اول ديدن مردي در جاده مخصوص تهران كرج كه دستهايي بلند تر از پاهايش داشت و متاسفانه شبيه يك چهارپا راه مي رفت ،تصويري شكننده كه دل هر بيننده اي را به درد مي آورد ، تا روز گذشته ،هر موقع كه كسي به موفقيتي مي رسيد ،بطرز عجيبي حسوديم مي شد و مي گفتم خداياكمك كن تا من هم به موفقيت برسم ،اصلا چرا من به اين موفقيت نرسيدم ،ولي ديدن اين صحنه بد جودي من را متلاطم كرد ،خداوند مي توانست من را به جاي اون بنده قرار بده و من در اين محل چهار دست و پا راه برم ،خدايا از تو متشكرم كه من جاي اون نيستم ،خدايا متشكرم كه مي تونم با سلامت كامل راه بروم و روزي حلال در بيارم ،خدايا متشكرم كه هميشه من را هدايت كردي تا به دره سقوط و تباهي دچار نشم ، بعدش هم كه در محل كار با شخصي برخورد كردم كه به نظر دنياي غرور بود ،فكر كردم آيا خداوند نمي توانست جاي اين دو نفر را بهم عوض كنه ؟ بدون شك خداوند قادر و توانا به هر كاري است ،پس چرا با اينكه همه مي دونيم همه تحت امر خداوند هستيم با زهم مغرور مي شيم و همه موفقيتها را به پاي خودمان مي نويسيم و هر موقع شكست مي خوريم به همه مي گيم خدا نخواست !
[ سه شنبه نهم شهریور 1389 ] [ 11:53 ] [ مجید صادقی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||